لسان الملك سپهر

1820

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

در نماز يكسان باشد ، ايشان را در شب زمزمه باشد چون زمزمهء زنبور . گويند : موسى در الواح تورية نزديك به هفتاد ( 70 ) وصف جماعتى از امّت را كه در آخر زمان ديدار شوند نگريست و خواست تا ايشان امّت او باشند ، خطاب آمد كه اينان امّت محمّدند . چون اين فضايل نگريست گفت : الّلهمّ اجعلنى من أمّة محمّد . و از كتاب حبقوق « 1 » اين معنى منقول است . جاء من اللّه بالتّيمّن و التّقديس و ملك الارض و رقاب الامم . و هم در آن كتاب است : لقد انكشفت السّماء من بهاء محمّد و امتلات الارض من جدّه . ديگر از وهب بن منبه حديث شده است كه : خداى به شعياى پيغمبر خطاب كرد كه : من فرستنده باشم پيغمبرى را كه امّى باشد ، بگشايم به سبب او گوشهاى كر و دلهاى در غلاف را ، و سكينه را لباس او ، و برّ و نيكوئى را شعار او ، و تقوى و پرهيزكارى را ضمير او ، و حكمت را مدرك او ، و صدق و وفا طبيعت او ، و معروف خلق او ، و عدل سيرت او ، و حق شريعت او ، و هدايت امام او ، و اسلام ملّت او ، و احمد نام او گردانيده‌ام ، راه راست بنمايم به او بعد از گمراهى ، و دانا گردانم به وسيلهء او بعد از نادانى ، و بسيار گردانم به او بعد از قلّت ، و جمع سازم بعد از فرقت ، و الفت دهم به بركت او ميان دلهاى متفرّقه و امم مختلفه ، و امّت او را بهترين امم سازم و ايشان رعايت آفتاب كنند يعنى براى وقت نماز ، طوبى دلهاى ايشان را . و در زبور خطاب به حقيقت جامعه محمّديه شده : فاضت الرّحمة شفيتك من أجل ذلك أبارك عليك الى الابد فتقلّد السّيف فانّ بهائك و حمدك الغالب و اركب كلمة الحقّ فانّ ناموسك و شرائعك مقرونة بهيبة يمينك و الامم يخرّون تحتك . گويند : داود عليه السّلام به خدا ناليد كه : جاعل السّنة يعنى محمّد را انگيخته كن تا مردم را دانا كند . و در انجيل عيسى عليه السّلام خطاب رفت كه : تصديق كن محمّد را و ايمان آر او را ، و فرمان كن امّت خود را كه هر كس ادراك زمان او كند دين او گيرد ، و به فرماى اى پسر بكر بتول كه اگر نه محمّد بودى من آدم و بهشت و دوزخ را نيافريدم ، و به تحقيق كه عرش را ايجاد كردم مضطرب بود و قرار نداشت بر آن نوشتم : لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه

--> ( 1 ) . حبقوق : به لغت عبرى در بغل گرفتن را گويند .